سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۷
پیام «حوزه پیشرو و سرآمد» «نقشه راه» حوزه‌های علمیه است / فقه نمی‌تواند در برابر پرسش‌های مدرن سکوت کند

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی با اشاره به جایگاه راهبردی پیام حوزه پیشرو و سرآمد رهبر شهید به حوزه‌های علمیه، این پیام را بسیار مهم و راهبردی دانست و گفت: تقریباً یک سال پیش بود که رهبر شهیدمان پیام بسیار مهمی را درباره جایگاه و مأموریت‌های حوزه‌های علمیه صادر فرمودند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالله محمدی در دومین نشست‌ مجازی «مجاهد فرهنگی۲؛ از دانشجویی تا طلبگی» با اشاره به جایگاه راهبردی پیام حوزه پیشرو و سرآمد رهبر شهید به حوزه‌های علمیه، این پیام را بسیار مهم و راهبردی دانست و گفت: تقریباً یک سال پیش بود که رهبر شهیدمان پیام بسیار مهمی را درباره جایگاه و مأموریت‌های حوزه‌های علمیه صادر فرمودند. این پیام از جهت اهمیتی که دارد، قابل تشبیه به بیانیه منشور روحانیت امام راحل است که در اسفندماه ۱۳۶۷ صادر شد. هر دو این اسناد، نقشه‌راه حوزه‌های علمیه را تبیین کرده‌اند.

وی با اشاره به روند دقیق و زمان‌بر تدوین این پیام توسط رهبر شهید افزود: ایشان ماه‌ها پیش از صدور، روی این پیام کار کردند و حتی در هفته‌های منتهی به انتشار آن، بسیاری از جلسات و برنامه‌های عمومی خود را تعطیل نمودند. این پیام برآمده از تأملات عمیق اتاق‌فکری ایشان است که باید به دقت مورد استفاده قرار گیرد.

این استاد حوزه علمیه در ادامه با اشاره به بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، تأکید کرد: ایشان سه بار بر کلیدواژه «شکر عملی» تأکید فرمودند که در حال ورود به ادبیات انقلاب اسلامی است. ما نسبت به پیام «حوزه پیش‌رو و سرآمد» که رهبر شهید صادر کردند، چه شکر عملی‌ می‌توانیم به جای آوریم؟ این پرسش نه فقط متوجه طلاب و خانواده حوزه‌های علمیه، بلکه خطاب به همه کسانی است که دغدغه‌های مشترکی با طلاب دارند. همه باید به این پیام مراجعه کنند.

مأموریت‌های سه‌گانه حوزه: تهذیب، تربیت و تلاش برای اقامه دین

این کارشناس مسائل فرهنگی در تبیین محتوای بیانیه تصریح کرد: رهبر شهید در ابتدای بحث، تأکید می‌کنند که حوزه، صرفاً یک نهاد آموزشی و مرکز تدریس و تدرُّس نیست. برخلاف برخی برداشت‌ها که دانشگاه را نهاد آموزش و حوزه را نیز صرفاً نهادی برای آموزش دروس دینی می‌دانند، ایشان این نگاه را نادرست خوانده و آن را نوعی تحقیر جایگاه حوزه قلمداد می‌کنند.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: حوزه افزون بر آموزش، چند مأموریت دیگر نیز دارد: ماموریت اول تهذیب و تربیت و ماموریت دوم تلاش برای اقامه دین است. در حوزه، تنها آموختن علوم دینی و آموزش آن به دیگران مطرح نیست؛ بلکه دو وظیفه مهم دیگر یعنی تربیت معنوی و تلاش برای برپایی معارف دین نیز وجود دارد.

ضرورت نگاه نظام‌مند به معارف دین/ فقه پس از تشکیل حکومت اسلامی، نقشی متفاوت یافته است

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی با تأکید بر لزوم فهم نظام‌مند و جامع‌نگر در حوزه افزود: طلبه وقتی وارد حوزه می‌شود، نخست باید نظام اندیشه اسلامی را همچون یک شجره و پیکرِ واحد درک کند، نه اینکه هر درس را جزئی جدا و بی‌ارتباط با دیگری تلقی نماید. حقیقت دین یک پیکرۀ به‌هم‌پیوسته است و باید دین را با این نگاه نظام‌مند فهمید. در این نگاه، ما مبانی، اهداف و برنامه‌های عملی داریم. بخش برنامه‌های عملی دین، «فقه» نامیده می‌شود که سنت حوزوی از ابتدا بر محوریت آن شکل گرفته است.

وی در ادامه با اشاره به تحول جایگاه فقه پس از تشکیل حکومت اسلامی اظهار داشت: رهبر شهید در بیانیه «حوزه پیشرو و سرآمد» تأکید کرده‌اند که از زمان شیخ طوسی تاکنون، فقه درس اصلی حوزه‌ها بوده، اما پس از تشکیل حکومت اسلامی، فقه جایگاهی متفاوت یافته است. اگر حکومت اسلامی بخواهد شکل بگیرد، نخست به مبانی عقلی و فلسفی نیاز دارد که پایه‌های نرم‌افزاری حاکمیت دینی را تشکیل می‌دهد.

وی افزود: برای نمونه، مبانی اندیشه اسلامی با مبانی لیبرال‌دموکراسی متفاوت است؛ مردم‌سالاری دینی روحی غیر از دموکراسیِ رایج دارد و حقوق زن در اسلام با فمینیسم تفاوت بنیادین دارد. این مبانی در علوم عقلی، فلسفی و کلامی تبیین می‌شوند. پس از تثبیت این مبانی زیربنایی، نوبت به برنامه‌های عملی مدیریت جامعه می‌رسد و در اینجاست که نقش فقه برجسته می‌شود؛ فقه، نرم‌افزار عملی اداره جامعه را به ما تعلیم می‌دهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی در ادامه گفت: اینها طراحی‌هایی است که پس از تشکیل جامعه اسلامی نیازمند نظریه‌پردازی‌های عمیق فقهی است. پانصد سال پیش که حکومت اسلامی نداشتیم، از حوزه‌های علمیه چنین انتظاری نمی‌رفت، اما امروز این کار از حوزه علمیه انتظار می‌رود و فقاهت باید در برابر پیچیدگی‌های جهان مدرن و مناسبات نوین، طراحی منسجمی ارائه دهد.

فقه نمی‌تواند در برابر پرسش‌های مدرن سکوت کند

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی با تأکید بر ضرورت فقه پویا در مواجهه با تحولات جهان مدرن، اظهار داشت: اگر فقه بخواهد مدعی طراحی نرم‌افزار عینی جامعه باشد، نمی‌تواند نسبت به مباحث نوپدید پزشکی از جمله لقاح‌های مصنوعی، تغییر جنسیت و انبوه مسائلی که در دنیای جدید با آن مواجه شده‌ایم، ساکت بماند؛ بلکه باید در تک‌تک این موضوعات اظهارنظر متقن و روشنی ارائه دهد.

وی افزود: گذشته از مسائل جدیدی که پس از شکل‌گیری جوامع مدرن پدید آمده، زمانی که حکومت اسلامی تشکیل می‌شود، مجموعه‌ای از اولویت‌های فقهی در حوزه حیات اجتماعی پدیدار می‌گردد که رهبر شهید حضرت امام خامنه‌ای در بیاناتشان به صراحت به آنها اشاره کرده‌اند.

این پژوهشگر حوزوی با اشاره به مسئله «نحوه رابطه مردم با دولت» تصریح کرد: ما اجمالاً در مبانی فلسفه سیاسی می‌دانیم که این رابطه نه مانند رابطه در حکومت‌های دیکتاتوری است و نه مشابه حکومت‌های دموکراتیک غربی؛ بلکه «مردم‌سالاری دینی» پدیده‌ای متفاوت است، اما در فقه باید حدود و شئون این رابطه را به طور دقیق تعیین کنیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی با یادآوری مثال «قاعده نفی سبیل» از سوی رهبر شهید، گفت: این قاعده زمانی که در یک نظم جهانی مطرح می‌شود، بار معنایی عمیقی پیدا می‌کند. نفی سبیل به این معناست که بر اساس آیه شریفه «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا»، جامعه اسلامی نباید به سمتی حرکت کند که امکان تسلط دولت‌های کافر فراهم شود.

وی سه سطح برای این تسلط برشمرد:
۱. تسلط سیاسی؛
۲. تسلط اقتصادی؛ به این معنا که جامعه اسلامی نباید مستعمره غیرمستقیم اقتصادی یک کشور دیگر شود و امکان استیلا و سیطره اقتصادی دولت‌های بیگانه بر کشور اسلامی وجود نداشته باشد. وقتی قرار است وامی از بانک جهانی گرفته شود یا پیمان‌های مالی منعقد گردد، باید مراقبت کرد که تسلطی بر جامعه اسلامی برقرار نشود.
۳. تسلط فرهنگی؛ جامعه اسلامی مبادلات فرهنگی متعددی با کشورهای دیگر دارد. رهبر شهید در یکی از دیدارهای خود با رایزنان فرهنگی جمهوری اسلامی فرمودند: «ما تبادل فرهنگی با کشورهای مختلف غیرمسلمان خواهیم داشت، اما اجازه تهاجم فرهنگی و استیلای فرهنگی آنها را به جامعه خود نمی‌دهیم.»

این استاد حوزه علمیه اضافه کرد: حضور در پیمان‌نامه‌ها، جشنواره‌ها و عرصه‌هایی که پیمان‌های فرهنگی بسته می‌شود، باید به گونه‌ای باشد که امکان سیطره آنان وجود نداشته باشد؛ مانند «قانون ۲۰۳۰» یا «کنوانسیون حقوق زنان».

عدالت در مقیاس کلان اجتماعی

این استاد حوزه با اشاره به مسئله «عدالت» به عنوان اولویت فقهی دیگر از نگاه رهبر شهید، خاطرنشان ساخت: عدالت گاهی در خانواده و در مسائلی چون تقسیم ارث و پرداخت نفقه مطرح می‌شود، اما گاه وقتی می‌خواهیم جامعه‌ای تشکیل دهیم که در آن از یک سو سرمایه‌داران و از سوی دیگر فقرا حضور دارند، معنای عدالت باید بازتعریف شود.

وی تأکید کرد: اسلام مالکیت خصوصی را به رسمیت می‌شناسد و مانند مارکسیست‌ها نیست که بگوییم همه درآمدها باید به سمت دولت برود و هیچ فردی با دیگری تفاوت نداشته باشد. «در عین حال اسلام اختلاف طبقاتی و فاصله طبقاتی را نمی‌پذیرد.»

هشدار امام خمینی(ره) درباره اختلاف طبقاتی

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی در بخش دیگری از سخنان خود یادآور شد: رهبر شهید حضرت امام خامنه‌ای، اختلاف طبقاتی را از مصادیق «شرک» معرفی کرده و به مصاحبه امام خمینی(ره) با روزنامه تایمز در ۱۷ دی‌ماه ۱۳۵۷ استناد فرموده‌اند که در آن، امام خمینی این پدیده را از مصادیق شرک برشمردند.

وی تصریح کرد: وقتی جامعه اسلامی تشکیل می‌دهید، باید سازوکاری تعریف کنید که در آن، فرد سرمایه‌داری که از راه حلال سرمایه به دست آورده، جایگاه خود را داشته باشد؛ فرد متخصصی که به خاطر تخصص خود درآمد بیشتری دارد نیز جایگاهش مشخص باشد، اما در عین حال اختلاف طبقاتی ایجاد نشود.

مطالبه امروز از حوزه‌های علمیه

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی در ادامه گفت: اینها طراحی‌هایی است که پس از تشکیل جامعه اسلامی نیازمند نظریه‌پردازی‌های عمیق فقهی است. پانصد سال پیش که حکومت اسلامی نداشتیم، از حوزه‌های علمیه چنین انتظاری نمی‌رفت، اما امروز این کار از حوزه علمیه انتظار می‌رود و فقاهت باید در برابر پیچیدگی‌های جهان مدرن و مناسبات نوین، طراحی منسجمی ارائه دهد.

رسالت انقلاب اسلامی طراحی تمدن نوین اسلامی است

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی با تأکید بر تبیین مؤلفه‌های کارآمدی انقلاب اسلامی، مهم‌ترین رسالت انقلاب را «طراحی تمدن نوین اسلامی» دانست و به تحلیل فاصله وضعیت موجود با وضعیت مطلوب در حوزه‌های فقه، اقتصاد، سیاست و فرهنگ پرداخت و با اشاره به آموزه‌های رهبر شهید انقلاب، اظهار داشت: ما درباره کارآمدی انقلاب اسلامی از رهبر شهیدمان یاد گرفتیم که یک نگاه به نقطه ایده‌آل و قله داشته باشیم و یک نگاه هم به دامنه و پایین کوه. اگر صرفاً به قله نگاه کنیم، فقط راه نرفته را می‌بینیم و دچار ناامیدی و سرخوردگی می‌شویم. اگر نگاهمان فقط به پایین باشد، به غرور کاذب مبتلا می‌شویم که انگار همه کار را انجام داده‌ایم.

این استاد حوزه علمیه این روش را برای ارزیابی پیشرفت انقلاب در عرصه‌های مختلف ضروری خواند و خاطرنشان کرد: به‌عنوان نمونه، در حوزه فرهنگ اگر پرسیده شود جمهوری اسلامی چقدر موفق بوده، باید هم فاصله تا قله و هم میزان صعود از پایین کوه محاسبه شود.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به فرمایشات رهبر شهید درباره «فقاهت ایده‌آل» تصریح کرد: هنوز تمام طراحی‌های لازم برای نظام اقتصادی و نظام سیاسی خود را محقق نکرده‌ایم. اما اینگونه هم نیست که هیچ کاری انجام نداده باشیم. نسبت به ظرفیت و توانمان در این چهل‌وچند سال پس از انقلاب، خوب حرکت کرده‌ایم؛ هرچند کارهای ناشده زیادی تا رسیدن به قله باقی مانده است.

مقایسه با غرب؛ چهارصد سال در برابر چهار دهه

وی برای روشن شدن ابعاد این فاصله، به مقایسه تاریخی با تمدن غرب پرداخت و گفت: تمدن جدید غرب با آن هویت ابلیسی و شیطانی خود، در ساختارهای سیاسی، اقتصادی، حقوقی، علوم انسانی و سبک زندگی، محصول چهارصد سال تلاش صدها و هزاران فیلسوف و دانشمند است. رهبر شهید در بیانیه گام دوم به درستی تذکر دادند که دشمن اصلی حوزه‌های علمیه داعش و وهابیت نیست، بلکه همین تمدن غرب است که نظام سلطه را طراحی و برنامه‌ریزی می‌کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی افزود: اگر حرکت علمی و تمدنی ما پس از انقلاب را در این چهل‌وچند سال با آن چهارصد سال مقایسه کنیم، با توجه به تعداد اندک نخبگان و امکانات موجود، عملکرد ما نسبتاً خوب بوده است. اما بی‌تردید کارهای بسیار دیگری نیز باید انجام شود.

تحول مبارک؛ از فقه فردی به فقه اجتماعی

این پژوهشگر حوزوی در بخش پایانی اظهارات خود از ثمر نشستن زحمات امام راحل و رهبر شهید در ارتقای نگاه طلاب و حوزه‌های علمیه خبر داد و گفت: خوشبختانه امروز دغدغه حرکت از ساحت فقه فردی به فقه اجتماعی و فقه حاکمیتی در لایه‌های مختلف میان فضلا در حال امتداد یافتن است و کارهای خوبی دنبال می‌شود. هرچه تحولات فرهنگی و سیاسی جهان شتاب بیشتری بگیرد، انتظار نخبگان از حکومت اسلامی برای پاسخگویی به این مسائل نیز فزونی می‌یابد.

وضعیت مطلوب و مأموریت آینده

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: ارزیابی کارآمدی انقلاب اسلامی بدون «نگاه دوگانه به قله و دامنه» امکان‌پذیر نیست و تحقق تمدن نوین اسلامی نیازمند تداوم جهاد علمی، بازنگری در ساختارهای فقهی و تطبیق آن با نیازهای حاکمیتی در تراز انقلاب اسلامی است.

انتهای پیام/

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha